خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





کادوی ویژه ولنتاین!


    در چند پست اخیر به موضوعاتی بعضاً تلخ و دلگیر پرداختم، به همین دلیل و برای شاد شدن فضای آبادی شما رو دعوت میکنم به خوندن یک داستان کوتاهِ فکاهه, با فضایی شاد! 

       


     هشدار: این پست دارای جملات و صحنه هایی است که ممکن است برای شما مناسب نباشد, پس خودتان رعایت کرده و در صورت حساسیت و آلرژی به کلمات و صحنه های م3بت هیژ10 از مطالعه این پست پرهیز کنید!





    کادوی روز ولنتاین!




    یه شب سرد زمستونی، توی اتاقم نشستم و به این فکر میکنم که...

    الان چی میچسبه؟

    دارم به مغزم فشار میارم.... که، بینی عزیزم با حاضر جوابی، به سرعت پاسخ مورد نظر رو ارائه میکنه!!

    و با هشدار به موقعی که به من داد به این نتیجه رسیدم که ،بهترین حرکت در این لحظه, یه دوش آب گرمه و ....

    شروع میکنم به در آوردن لباسهام که... یکی از دوستانم تماس میگیره و میگه؛ بیا بریم تا یه جایی!

    میگم آخه الان؟

    - نه نمیشه، دارم میرم ....

    که خواهش و التماس که واجبه بیا بریم و ...

    بعدش خودم میام پشتت روکیسه میکشم و ماساژت میدم و ...

    - گفتم قربون دستت نه کیسه  کشیدنتو میخوام، نه ماساژتو،....

    -اما, باشه بریم!

    توی راه بودیم که؛ دوستم گفت جلوی یه عروسک فروشی وایسو!

    وقتی توقف کردم، رفت داخل فروشگاه و با یه عروسک(خرس) که از خودش بزرگتر بود اومد بیرون!!!

    تا اومد سوار ماشین بشه من پیاده شدم!

    گفت: کجا میری؟

    گفتم: دارم میرم برای این غولی که خریدی یه وانت بگیرم!!

    آخه این که توی ماشین جا نمیشه!!

    گفت: نمیخواد! من خودم توی ماشین جاش میکنم! آخه من امشب تو مود جا کردن هستم! و با یه نیشخند ملیح! تمام دندونهاش رو به من نشون داد که خندش این ایموتیکون یاهو D: در ذهن من متبادر کرد!

    البته من اون لحظه نفهمیدم منظورش چی بود ....

    خلاصه اون خرس گنده(منظور از خرس گنده عروسک مورد نظر است، نه اون یکی خرس گنده که دوستم باشه!!)

    رو به زور توی ماشین جا دادیم و راه افتادیم....

    به سر قرار که رسیدیم!!

    از ماشین پیاده شدیم ، من و دوست دخترش به هم معرفی شدیم و ...

    من یه نگاهی به عروسک کردم

    یه نگاه به دوست دخترش!!

    دختره به زور اندازه یه پای خرسه  هم نمی شد!!!

    آروم طوری که دختره نشنوه به دوستم میگم؛ آخه این چیه براش خریدی!!

    اینوکجاش بذاره ... چیزه .... یعنی کجای اتاقش بذاره؟!

    به زور جلوی خنده خودش رومیگیره و میشینه صندلی جلو و دوست دخترش به همراه عروسک میشینن عقب!

    بعد از طی اندک مسیری....

    میگه بذار منم برم عقب تا فا فا جون تنها نباشه!!

    توی دلم میگم؛ باشه شما هم برو عقب تا فافا جون تنها نباشه و خدای نکرده نترسه یا یه وقتی خانوم خرسه ایشون رو نخوره...

    خلاصه میره عقب و سه نفری میشینن عقب!

    یواش یواش حرفهاشون کش دار میشه و به همون اندازه از ولوم صداشون هم کاسته میشه!

    دیگه صداشونو نمیشنوم...

    توی آینه وسط نگاه میکنم ,نمی بینمشون...

    خانوم خرسه با لبخندی ملیح زل زده توی چشمام و انگار میخواد با زبونِ نداشته یه چیزی به من بگه ...

    انگار میخواد با من لاو بترکونه....

    میروم توی رویا و خانوم خرسه روتصور میکنم که ..... یهو میافتم توی یکی از فراوان دست اندازها و چاله چوله های سطح شهر  و از رویا میام بیرون ....

    توی دلم خدا روشکر میکنم!!

    آخه معلوم نبود خانوم خرسه میخواست چه بلایی سرم بیاره!!

    دوباره توی آینه نگاه میکنم!

    هی وای من, انگار خانوم خرسه جون گرفته!

    داره تکون میخوره...

    داره میاد سمت من ومیخواد افکار شومش رو اجرایی کنه...!

    به سرعت سرمو برمیگردونم که ببینم خانوم خرسه چی میگه!

    بر میگردم و نگاهم خیره میمونه به اون دوتا .... و میبینم که به به! این دوتا به اعماق همدیگه نــــ.ـــعـــ.ـوظ  کردن ببخشید چیزه یعنی به اعماق همدیگه نفوذ کردن  و ...

    و کار ازکار گذشته!!! :دی

    دستمو میکنم توی داشبورد و کــ.ـــانــ.ـــدومی که نمیدونم چه کسی و چه وقت توی داشبورد ماشینم جا گذاشته رو در میارم ومیدم بهشون و میگم؛ بیائید اینو بگیرید، اینم کادوی من به شما!! (نکنه جالب، رنگ قرمزش   بود که با مناسبت مربوطه هماهنگی کامل داشت!!)


    - اینو بگیرید و بکار ببندید تا هم کاری دست خودتون ندید و هم در مسیر ثــ.ــیاصــ.ــت های کلی نـــ.ــظـ.ـام و ازدیاد جمعیت گام بر نداشته باشید و از همه مهمتر اینکه، صندلی عقب ماشین منو به مهد کودک بچه هاتون تبدیل نکنید!!!!






    پاچه نوشت:  در بخش نظرات، یکی از دوستان, چند نتیجه گیری جالب از این داستان داشتن؛که دیدم خالی از لطف نیست شما هم مطالعه بفرمائید!

    نتایج این داستان
    1-هروقت به حمام می روید تلفن را جواب ندهید .

    2-ماشین بزرگ نخرید .

    3- در هنگام رانندگی مواظب چاله ها باشید یا به هپروت نروید.

    4- اگر ماشین بزرگ دارید خرس سوار نکنید .

    5-همیشه یک یا چند کــــ.ـــانـــ.ــــدوم در داشبورد داشته باشید و صد البته بگویید نمی دانم چه کسی جاگذاشته.

    6- دقت داشته باشید که کــــ.ـــانـــ.ــــدوم ها در رنگ های مختلف باشند برای هماهنگی با مناسبت های مختلف.یه دفعه خدای ناکرده کم نیاورید.


    7-هنگام رانندگی با خرس ها صحبت نکنید .



    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : میکنم ,ماشین ,خرسه ,خانوم ,عروسک ,نکنید ,خانوم خرسه ,دوست دخترش ,کــــ ـــانـــ ,هنگام رانندگی ,ـــانـــ ــــدوم ,کــــ ـــانـــ ــــدوم ,
    کادوی ویژه ولنتاین!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر